توضیحات
اسرار کاخ مارمولکزده
اسرار کاخ مارمولک زده
این کتاب از بخش های مختلفی تشکیل شده است.
جادوگر پیر با اشتیاق از دور به پسرک سلام کرد و گفت: «آه، اینجا بودی؟ باید تصورش را میکردم! خیلی وقت است دارم دنبالت میگردم.»
مهوت آستینهای ردای سیاهش را تا زده بود و با گامهای بلند از سربالایی بهطرف شاهپور میآمد. شاهپور با نگرانی از خودش پرسید: «چرا دنبال من میگشته؟» از وقتی کوچک بود، بهمحض اینکه مهوت نزدیک میشد، سعی میکرد فلنگ را ببندد. میترسید در حضور او خشکش بزند و نداند چه بگوید. سخت است حرفزدن جلوی کسی که اگر از حرفهایت خوشش نیاید، تبدیلت میکند به قورباغه.
در صورت موجود نبودن با شماره ۹۵۰ ۹۵۰ ۶۶ بانک کتاب تماس حاصل فرمایید.
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.